خمارکش
مفلس شرابزده
۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه
انگشت می کشم به لبه ناتیز کلیدی که در را باز میکند اما سر را نمی برد، پوزخند می زنم به اتفاق ساده قاتل بی اسلحه، رژه معصومانه آهوان در مقابل چشمان ذوق زده گرگ بی دندان، که اگر پارسی میدانستید، مسموم می کردم تک تکتان را به سم سلیس سارا...
۳ نظر:
al
۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۸
سم کم کم جهش پیدا می کنه!
پاسخ دادن
حذف
پاسخها
پاسخ دادن
شیوا
۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱:۴۰
عزیز دل
آروم باش یه کمی
پاسخ دادن
حذف
پاسخها
پاسخ دادن
al
۲۱ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۵:۳۲
please do write
:((
پاسخ دادن
حذف
پاسخها
پاسخ دادن
افزودن نظر
بارگیری بیشتر...
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
سم کم کم جهش پیدا می کنه!
پاسخ دادنحذفعزیز دل
پاسخ دادنحذفآروم باش یه کمی
please do write
پاسخ دادنحذف:((