۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

انکار بی وقفه تو، رد شدن هرباره ام، تلاش من به صیقل دادن تیزیها، همت به فروکاهیدن میزان این التماس، تراش این منیت اضافه بر سازمان، پاس داشتن حس آزادی و آزادگی، تعویض حسادت با ارج و قرب به رقیب، تمرین فشرده لذت بردن از پلی گامی تو، باز حضور در محضر قضاوت، باز ایفای نقشی خراب، باز به گندم می کشی، مهر بطلان دوباره به پرونده ام، امیدی نابینا و نامیرا، ثبت مجدد در کنکور، حبس دوباره برای اصلاح، نشستن پشت میز رفع اشکال، این التهاب، این اضطراب، این چرخه ناب، این قاضی سخت، این استاد با «نه» ای دائمی بر زبان، شاگرد خنگ جسور در انتظار تبرئه با پشتکار، این تسلسل در شراب... همه معرفت است، همه درس است، همه مشتی حرف مفت است...

۱ نظر: