۱۳۹۰ مرداد ۱, شنبه

حیات سرخوش وخروشان خودش را به سنگ میکوبد و هزار قطره بی پروا، هزار تکه مست به هوا می پاشند و بازجریان می گیرند اما هراس حقیر من هنوز سرمای رود است...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر