هوا بوی اسب بگیرد، عرق کرده باشی، انگشت بکشم روی ستون مهره هایت، برسم به رطوبت جمع شده در گودال کمرت، حریص شوی به لذت، راه پیدا کنم به مخفی های تنت، لبم را بگذارم روی جایی که نباید، لذت بریزم به وجودت، نصفه ونیمه بگذارمت، در ارگانهایت درد بپیچد، ولت کنم بروم به سمت جایی که آدمها وصل نباشند به آلت...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر