۱۳۸۹ خرداد ۱, شنبه

من، متزلزل سست عنصر! جرمم شکی است که به قطعیت آن باید و نباید هیجان زده می کنم و پیرو همین شک منطقی قسمم آهنی نیست، آبکی است ، میریزد، مثل وقتی که مثانه از شاش خالی شود، من هزار سال این سبکبالی را به نخوت پایبندی به یک جمله، به یک شعار ندهم...

۳ نظر:

  1. آفرین به این تردید ِ قاطع. آفرین به تو که این را نوشتی

    پاسخ دادنحذف
  2. او نه فیلسوف است . نه شاعر ،تنها دخترکی خوش گذران،مست باده و مواد ،که فلسفه بافی اش جزئی از خماری روزانه اش است جزئی از تفریحات روزمره.و کلمات تحریک شده از نشئگی به او حس سبک بالی می دهد.
    پست خوبی بود سارا.

    پاسخ دادنحذف
  3. داشتم به همین فک می کردم اتفاقا...
    شاید مثل هر چیز چرخه مانند دیگه.

    پاسخ دادنحذف