۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

این بچه یه قاشق چوبی از جنس بکر طبیعت دست گرفت و سوپ توهم من رو مزه مزه کرد، به نظرش طعم خوبی داشت، مزه جاویدان خیال همراه با ادویه خود پرستی که هوا را به بوی ستایش آغشته میکند، اما ترجیح او یک خوراک رئال سبک و ساده بود که نفاخ نباشد و آدم را گرفتار نکند به دغدغه گوزیدن و من به عنوان آشپز تأثیر گرفتم از این حس چشایی...

۳ نظر:

  1. بابا جان نوشمک دوست داری بخوری؟


    سوپ توهم دیگران برای آدم نه مزه دارد نه بو.مگر آنکه واقعی باشد!!

    پاسخ دادنحذف
  2. من را که سوپ سیر نمیکند ! باید افکاری از کباب (از همانها که در پست قبلی برایش تاسف خوردی) ، افکاری از جنس گوشت نرم و خاکستر ذغال ، از چربی و گوجه و ریحان و سماغ ، من را این چنین باید راضی نگه داشت. شرمنده ام ! سوپ برای افراد سرما خورده است !

    پاسخ دادنحذف
  3. یاد اون صحنه ی تام و جری افتادم که جری روی رد بوی پنیر تازه با چشم بسته خوش خوشان پرواز می کنه!

    پاسخ دادنحذف