۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

من و برادرانش شراب می خوریم شبها و جامهایمان را در هم می کوبیم ودر هم می شکنیم، مزه شراب ما خون و خرده شیشه است. ما احترامی به شیشه ها، ظرف های ناقل شراب، نمی نهیم، ما جامهایمان را خرد می کنیم. ما اهل زندگی هستیم، اهل سگ مستی، اهل درگیری با درد، اهل خشونت، اهل کشتن...ما دری به روی یوسف بازنمی کنیم و او هچنان پشت در منتظراست...

۴ نظر: