۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

به تو پشت کرده ام به زعم خودم، اما چشمهای پس سرم پوزخند گنده و تلخ تو را به این دست و پا زدن رقت انگیزم برای « اعاده شخصیت » می بینند، نه اینکه تو نابغه باشی، یا همه چیز را بفهمی، یا همه چیز را بدانی... بلکه چون ماندن در این فاز پس زدگی مرا چیزی ناهنجار کرده، انگشت نما و کون لخت، که تابلوی مضحکی شده ام برای نمایش واکنشهای غریزی حاصل از شکستم...

۱ نظر: